محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
107
آيين شهردارى ( فارسى )
خشكنان و كل ( ؟ ) و اشكر ( ؟ ) و دلالات بنت الصالح ( ؟ ) و امشاط سكرى است . و شايسته است كه حلوا را خوب بپزند و ناپخته يا سوخته نباشد ، و حلواپز همواره با مگسپران مگسها را براند . محتسب بايد مراقبت كند كه حلواپزان تقلب نكنند ، چنان كه بسيارى از ايشان حلواى مقرضه را به جاى آنكه با عسل زنبور بسازند با عصير ليموى سبز ساخته به خريدار مىگويند كه از عسل است ، و برخى حلواى مشبك و قاهريه را به جاى عسل از قند به عمل مىآورند و گاهى در تهيهء خبيصهء ( حلواى ساخته از روغن و خرما ) نرم و نيز رطبه ( ؟ ) و صابونى بيش از حد معمول نشاسته به كار مىبرند . و علامت تقلبى بودن آن اين است كه مىشكند و چون بماند فاسد مىشود . و برخى نيز در اندرون خشكنان آرد افزونتر از حد معمول به كار مىبرند . هرگونه از حلوا ضريبهاى ( درصد ) معمول دارد ، از جمله درصد حلواى مقرضه و صابونيه و خبيصهء يقطين هر ده رطل شكر دو رطل نشاسته و دو رطل از انواع مغزها و بوى افزارهاست ، اما در خشكنان هر قنطار شكر مصرى با پنجاه رطل آرد و يك مثقال مشك عراقى و پنج رطل گلاب شامى و مغز پسته مطابق معمول است ، و به پوستهء آن روغن كنجد فراوان مىمالند . اما حلواى « منفوشه » ( ؟ ) ، هر ده رطل آرد را با پنج رطل نشاسته مىپزند و با روغن كنجد تازه بريان مىكنند . و محتسب بايد از آلايش و تقلب در آن نهى كند ، زيرا برخى به جاى شكر ، قند به كار مىبرند و به نام شكرى عرضه مىكنند ، و نيز فرمان دهد كه سفيدهء تخم مرغ « 1 » كمتر و بوى
--> خود برند . نوعى نان قاق ( كاك ، كعك ) كه به صورت گردههاى كوچك در سمنان و قراى اطراف آن سازند و با چاى خورند ( فرهنگ فارسى دكتر معين ) . ( 1 ) - در متن « زيبق البيض » آمده و مترجم انگليسى آن را توضيح نداده و مبهم دانسته است و ظاهرا مراد سفيدهء تخم مرغ است .